أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
99
آثار الباقيه ( فارسى )
كه ما گفتيم نه آنچه ايشان گفتهاند . روايت ديگرى از رسول اكرم نقل شده كه گفتار ما را تأييد مىنمايد و آن اين است كه فرمود نحن قوم اميون لا نكتب و لا نحسب الشهر هكذا و هكذا - يعنى ما قومى هستيم امى و درس ناخوانده و ماه را چنين و چنان حساب نمىكنيم و جايى هم نمىنويسيم و در هريك از اين سه اشاره با انگشت خويش به عدد ده اشارت فرمود يعنى ماه را سى روز تمام نمىدانيم و پس از اينكه اين جمله را فرمود باز از نو با انگشتان خويش اشارت كرد و گفت و هكذا و هكذا ، اينطور و اينطور و در دفعه سوم كه مىگفت اينطور يكى از انگشتان خويش را خوابانيد يعنى ماه را بيست و نه روز هم نمىدانيم . پس رسول گرامى در اين دو روايت تصريح فرمود بطوريكه بر هيچكس پوشيده نمىماند كه ماه گاهى تمام است و زمانى ناقص و ماه را فقط با رؤيت هلال بايد دانست نه حساب و اين جمله از اينكه فرموده ما حساب نمىكنيم و نمىنويسيم دانسته مىشود . پس اگر اين قوم بگويند منظور پيغمبر اين بوده كه هر شهرى كه تمام است شهر ديگر كه در دنبال آن باشد ناقص است چنان كه اشخاصى كه تواريخ استخراج مىكنند اينطور مىگويند اين گفته را هم مشاهدات تكذيب مىكند و پير و جوان از اين تدليس آگاه مىشود و تتمهى خبر اول محال بودن اين ادعاى دروغ را خوب مىفهماند و تتمهى خبر اين است هر وقت ماه را ديديد روزه بگيريد و هر وقت رؤيت هلال كرديد روزه خود را بخوريد و اگر ابر بود سى روز تمام كه از شعبان گذشت روزه بداريد و در روايت ديگر گفته است اگر ميان شما و رؤيت هلال ابرى يا گرد و غبارى حائل شد سى روز تمام روزه بداريد پس اگر مردم بدانند كه هلال بنابر جداول و حسابدارى ايشان و يا بنابر استخراج اصحاب زيج ديده مىشود و صوم و فطر به رؤيت هلال مقدم مىگردد ديگر احتياج و نيازى نيست كه شعبان را اگر در افق ابر باشد سى روز دانسته از رمضان شروع كنند و همچنين رمضان را